- سیاست
   - دانشگاه
   - جامعه
   - فرهنگ
   - اقتصاد
   - ورزش
   - صنعت
   - عکس

 

   - تماس با ما
   - درباره ما
   - گزارش خطا
   - ارسال خبر
   - نظر سنجی ها
   - جستجو
   - پیوندها
   - آگهی

 

 

هنرمند داوطلب ریاست جمهوری در اجتماع بزرگ و بی نظیر دانشجویان دانشگاه آزاد اراک

با ورود میرحسین به سالن دانشگاه آزاد اراک، اجتماع بزرگ دانشجویان اراک که از ساعت ها قبل در انتظار ورودش بودند، به وجد آمده و یک صدا درود می فرستند بر این سلاله رسول الله (ص) که مثل همیشه، آرام و متین گام بر سالنی می گذارد که به جرات می توان گفت تا کنون این جمعیت را به خود ندیده بود؛ جمعیتی پرشور و بی نظیر که خواهان آزادی و پیشرفتند.

به گزارش قلم نیوز ساعت سه و سی دقیقه به دانشگاه آزاد اراک می‌رسیم. از در پشتی سالن دانشگاه وارد می‌شویم و صحنه‌ای را می‌بینیم که قطعا برای هر کس که از بیرون وارد سالن می‌شود هیجان انگیز است. جمعیت داخل سالن که بالغ بر پنج هزار نفر می‌شوند بسیار مشتاق و پر انرژی در حال هیاهو و ابراز احساسات هستند. جمعیت بسیار زیادی هم هنوز پشت درها باقی مانده اند و چون سالن کاملا پر شده است جایی برای ورود پیدا نمی‌کنند.
موج سبز امید تمام جمعیت را فرا گرفته است. هر یک از دانشجویان سعی کرده نمادی از رنگ سبز را با خود به همراه داشته باشد. عده‌ای از دانشجویان دختر سربندهای سبز رنگ را به دور سر خود بسته‌اند و سایرین نیز با دستبندها و شال سبز و پرچم‌هایی به رنگ نماد میرحسین به ابراز احساسات می‌پردازند.

شعارهای « دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد»، «سلام بر موسوی، درود بر خاتمی» بیش از هر چیز به گوش می‌رسد. دقایقی بعد اشتیاق جمعیت با ورود میرحسین به سالن از کنترل خارج می‌شود. میرحسین با لبخندی بر لب به آرامی حرکت می‌کند و در نقطه‌ای در مرکز سالن مستقر می‌شود. در این لحظات بیش از هر چیز صدای فریادها و تشویق‌های جوانان به گوش می‌رسد. حرکت زیبای پرچم‌های سبز روی دستان دانشجویانی که به احترام سرود ملی کشورمان ایستاده‌اند سالن را سراسر سبز می‌کند. گرمای سالن به حدی است که مهندس مجبور می‌شود کت خود را در آورد. بلافاصله سرود "ای ایران" پخش می‌شود و همه دانشجویان با این سرود همراهی می‌کنند.

مجری سعی دارد با آرامش کنترل مراسم را در دست بگیرد. ولی فریادهای «موسوی، موسوی؛ حمایتت می‌کنیم» یک لحظه هم قطع نمی‌شود. دانشجویان شعار می‌دهند « ما اهل کوفه نیستیم، حسین تنها بماند» دانشجویی روی دوش دوستان خود رفته و پارچه‌ای را بالا گرفته که روی آن نوشته شده است « موسوی = خاتمی »

دانشجویان پسر که تقریبا تعدادشان از دختران بیشتر است یک صدا فریاد می‌زنند «ای ول، ای ول، میرحسینو ای ول » روی پوسترهایی که دانشجویان در دست گرفتند جملاتی همچون « حماسه در راه است» و « سلام میرحسین» به چشم می‌خورد.
دانشجویان عضو ستاد 88 هم در بنری بزرگ نوشته‌اند « ما به خردادی پر از حادثه عادت داریم»
یکی از دانشجویان در گوشه‌ای از سالن نوشته‌ای را در دست گرفته که در آن نوشته شده است امام روح الله: «معیار حال فعلی افراد است». او سعی می‌کند این نوشته را با جلب توجه به همه دانشجویان نشان دهد که این اقدام او با اعتراض شدید دانشجویان دیگر حاضر در سالن همراه می‌شود. در این حال برخی دانشجویان شعار می‌دهند: « زنده باد مخالف من» و سالن را فریاد «میرحسین میرحسین» فرا می‌گیرد. قبل از آغاز پرسش و پاسخ چند تن از دانشجویان پشت تریبون قرار می‌گیرند و مواضع خود را در حضور مهندس موسوی اعلام می کنند. یکی از دانشجویان با انتقاد از سیاست‌های دولت به نمایندگی از دیگر دانشجویان نسبت به مسائلی همچون « نادیده گرفتن حقوق و آزادی‌های مصرح در قانون اساسی »، « سوء استفاده از مذهب برای بالا رفتن از نردبان ترقی»، «ستاره کردن دانشجویان» و «هدر رفتن سرمایه‌های ملی» و «تصمیمات غیر کارشناسی» اعلام خطر می‌کنند و می‌گویند ما نسبت به « در معرض خطر قرار گرفتن اعتماد مردم به نظام مقدس جمهوری اسلامی» اعلام خطر می‌کنیم و گرد هم آمدیم تا در کنار فرزند انقلاب و یار امام(ره) فریادگر رسیدن به آرمانهای انقلاب باشیم و همچون امام(ره) می‌گوییم که فقط جمهوری اسلامی را می‌خواهیم نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. در این لحظات بلندگوهای بیرون سالن مراسم قطع شده و دانشجویانی که نتوانسته‌اند به دلیل ازدحام جمعیت وارد سالن شوند نمی‌توانند از آنچه داخل سالن می‌گذرد از سخنان میرحسین با خبر شوند با آغاز سخنرانی موسوی بار دیگر اشتیاق دانشجویان به اوج می‌رسد.

به گزارش قلم نیوز، زمانی که میرحسین سخنانش را آغاز می کند، بار دیگر اشتیاق دانشجویان به اوج می‌رسد و سالن را صدای «موسوی موسوی حمایتت می‌کنیم» فرا می‌گیرد؛ دانشجویانی که می‌‌خواهند صدای میرحسین را بشنوند سعی می‌کنند همراهان خود را به سکوت وادارند.
مهندس موسوی، سخنانش را با تشکر از دانشجویی که جمله «معیار حال فعلی افراد است» را در دست گرفته شروع می‌کند و می‌گوید: بله معیار حال فعلی افراد است. دیدیم از کجا آغاز کردیم و به کجا رسیدیم. چه وعده‌هایی دادیم و اکنون در کجا قرار داریم؛ بله، معیار حال فعلی افراد است و معیار حال فعلی دولت‌هاست.
با بیان این سخنان از سوی میرحسین، دانشجویان با تشویق و فریادهای خود نسبت به او ابراز احساسات می‌کنند و میرحسین ادامه می‌دهد: واقعا باید دید چه افتخاراتی در سطح جهان آفریدیم، چه گام هایی را برای از بین بردن فساد برداشتیم؛ چه کسانی را در هیات دولت به کار گرفتیم و این کارها با ادعاهای اول ما در مقابل ملت و مقابل خدا یکسان است یا نیست؟ تشویق دانشجویان در این لحظات به اوج خود می‌رسد.

دانشجویان یکصدا فریاد می‌زنند:«میرحسین میرحسین».
مهندس موسوی تاکید می‌کند که در این جمع نمی خواهد به سخنرانی بپردازد و از آنجا که به آزادی بیان و مطرح شدن عقاید بدون هیچ ترسی معتقد است، می‌خواهد به صورت شفاف به سوالات دانشجویان پاسخ دهد.
اولین سوال از نخست وزیر دوران دفاع مقدس در رابطه با وضعیت خانوادگی اوست. مساله‌ای که میرحسین تاکنون چندان به آن اشاره نکرده است؛ مهندس موسوی با محبت خاصی از همسر خود سخن می گوید و با ذکر سابقه‌ای از تحصیلات او، به دانشجویان می‌گوید: اوایل انقلاب به خاطر کتاب ها و مبارزات دکتر رهنورد، او شخصیتی شناخته شده تر از من بود؛ ما در سال 48 با یکدیگر ازدواج کردیم اما از آن زمان تاکنون هویت مستقل مدنی خود را حفظ کردیم و هر یک شخصیتی مستقل برای خود داریم.
میرحسین موسوی در میان تشویق‌های بسیار، از فرزندانش نیز سخن می‌گوید... سه دختر دارم و پنج نوه، دو دختر در حال ارائه رساله دکتری هستند و دیگری در حال گذراندن دوره کارشناسی ارشد است.
دانشجویی دیگر از میرحسین درباره ضعف‌های رسانه‌ای او با توجه به رویکرد یک جانبه صدا و سیما سوال می‌پرسد. موسوی با تاکید دوباره بر لزوم وجود تلویزیون‌های خصوصی در کشور که با تشویق مکرر دانجشویان همراه می‌شود، می‌گوید اتکای کنونی من به تک تک کسانی است که صدای مرا می‌شنوند؛ در فضای سکوت رسانه‌ای هر کس یک رسانه است و امیدوارم این سبزی که در سالن می‌بینیم، تمام کشور ایران بزرگ را بپوشاند.
موج سبز دوباره در سالن به حرکت در می‌آید و دانشجویان با شوق زیادی پرچم‌های سبز خود را تکان می‌دهند.
میرحسین به دانشجویان می‌گوید: من از همه شما انتظار دارم که در نقش یک رسانه فعالیت کنید و آنچه را که امروز در سالن می‌بینید، به خانواده و دوستان خود منتقل کنید.
نوبت به نماینده بسیج دانشجویی می‌رسد که پشت تریبون قرار گرفته و سوال خود را از میرحسین مطرح کند؛ با حضور او پشت تریبون، فضای سالن برای لحظاتی تنش پیدا می‌کند و دانشجویان سعی می‌کنند اعتراض خود را به نوعی به او اعلام کنند. میرحسین به دانشجویان تذکر می‌دهد که بسیج برای ما عزیز است و می‌گوید کسی که نامش را بسیجی می‌داند و از ارزش‌هایی که امام(ره) برای تعریف یک بسیجی گذاشته، عدول می‌کند را بسیجی نمی‌دانیم. معیار حال فعلی افراد است و بسیجی هم باید مانند ناموس خود از رای همه افراد ملت دفاع کند، هر چند که مخالف نظر او باشند.
هنگامی که نماینده بسیج دانشجویی قصد دارد، سوال خود را مطرح کند، بخشی از دانشجویان حاضر در سالن شروع به فریاد می‌کنند اما میرحسین تاکید می کند ما از سوال، استقبال می‌کنیم و باید به همه سوالات گوش کنیم که موسوی مورد تشویق دانشجویان قرار می‌گیرد.
دانشجویی که خود را نماینده بسیج دانشجویی معرفی می‌کند، می گوید: قبل از سوال باید تذکر دهم که ما دانشجو هستیم و جمعی از عوام و تجار نیستیم که بخواهید با بیان زندگینامه خود یا چنین مسایلی به کسب رای از ما بپردازید. جمعیت حاضر در سالن در این لحظات بسیار خشمگین شدند و خواستار قطع صحبت‌های این دانشجو شدند.
دانشجوی بسیجی خطاب به میرحسین ادامه می‌دهد: همین کسانی که برای شما فریاد می‌کشند، برای رسیدن به اهدافشان عکس شما را مچاله می‌کنند.
دانشجویان حاضر در سالن با عصبانیت خطاب به آن دانشجو فریاد می‌زنند: «برو بیرون»
ولی میرحسین می‌گوید: بگذارید این دانشجو سوالش را بپرسد؛ سوال به نفع همه است.
دانشجوی بسیجی خطاب به دانشجویان دیگر ادامه می‌دهد: بگذارید بگویم که نه شما حتی خود میرحسین هم نمی تواند مرا بیرون ببرد.
وی در ادامه با اشاره به آنچه دراز کردن دست دوستی از سوی میرحسین به طرف آمریکا می‌خواند، سوال می‌کند آیا این اقدام شما عزت 30 سال و اقتدار 4 سال اخیر ما را در قبال آمریکا از بین نمی‌برد؟
او همچنین سوال هایی را در مورد مواضع میرحسین درخصوص مساله فلسطین و هولوکاست و رویکردش نسبت به گروه های سیاسی مانند نهضت آزادی و مجاهدین انقلاب مطرح می‌کند.
میرحسین بلافاصله پاسخ می‌دهد راجع به آنچه درباره دراز کردن دست دوستی از سوی من اشاره کردید، باید بگویم من نه نامه‌ای برای رییس جمهور نوشته‌ام و نه اعلام تبریک داشته‌ام؛ من در حال حاضر هنرمند داوطلب ریاست جمهوری هستم و شخصیت رسمی کشور نیستم که بخواهید اظهارات مرا به عنوان دست دوستی به سوی آمریکا تلقی کنید. شاید در میان کسانی که اقدام به این کار کرده‌اند اشخاص را اشتباه گرفته‌اید.
در این لحظات صدای میکروفن برای لحظاتی قطع می‌شود و دانشجویان با فریاد به این مساله اعتراض می‌کنند و با درست شدن صدای سالن، میرحسین با خنده حضار همراه می‌شود و در ادامه با انتقاد از سیاست‌های افراطی دولت در زمینه سیاست خارجی می‌گوید: مشکل فعلی ما مساله مواضع من درخصوص فلسطین نیست؛ مساله رفتن به سوییس بر اساس یک خواب و خیال و توهم است که چنین وضعی را به بار می‌آورد و در نهایت منجر به صدور بیانیه‌هایی در حمایت از هولوکاست می‌شود.
شعار «میرحسین میرحسین حمایتت می کنیم» از سوی دانشجویان سالن را فرامی‌گیرد.
میرحسین ادامه می‌دهد: مشکل دولت این است که شعارهای احساساتی می‌دهد و از مواضع اجماع شده کشور دوری می‌کند. چرا تلاش می‌کنید حرف در دهان من بگذارید؟ من از اول انقلاب نیز حامی فلسطین بوده‌ام و از مواضع مورد اجماع نظام حمایت کرده و می‌کنم.
او با لبخند به جمعیت می‌گوید: مثل اینکه این بار خبری نیست... که این مساله با خنده جمعیت پرتعداد حاضر در سالن همراه می شود و آنها حمایت خود را از میرحسین با شعارهای «میرحسین میرحسین» و «موسوی موسوی حمایتت می‌کنیم» اعلام می‌کنند.
میرحسین ادامه می‌دهد: درخصوص مواضع من درباره گروه های سیاسی داخل کشور نیز به نظر می‌رسد دوستان بسیجی با هم مرتبط هستید و هر جا می‌روم این سوال را از من می پرسید؛ من چندین بار به این سوال جواب داده‌ام و می‌توانید جواب مرا در سایت‌های قلم و کلمه ببینید؛ من مطمئن هستم که دوست بسیجی که این سوال را مطرح کرد انسان حق طلبی است و اگر در اسناد تاریخی به تحقیق بپردازد، متوجه می‌شود کدام یک از مواضع بیشتر به ضرر مردم فلسطین و ایجاد اجماع جهانی درخصوص هولوکاست موثر بوده است.
دانشجوی دیگری که نمایندگی انجمن اسلامی را برعهده دارد، از مهندس موسوی می‌خواهد که با صراحت مواضع خود را در خصوص برخورد سیاسی با دانشجویان و بازداشت جمعی از دانشجویان پلی تکنیک مطرح کند.
مهندس موسوی تاکید می‌کند که برای چندمین بار می‌گویم که با بازداشت‌های سیاسی مخالفم و بارها نیز این مساله را عنوان کرده‌ام که ما جامعه ای 3 میلیون نفری به نام دانشجو داریم و هیچ خانواده‌ای در کشور وجود ندارد که بدون دانشجو باشد بنابراین با نگاه امنیتی نمی‌توان با دانشجویان مواجه شد؛ همین مساله را می‌توان درباره بازداشت‌های سیاسی و اخراج و بازنشسته کردن استادان دانشگاه نیز داشت.
در آخر موسوی از همه دانشجویان شرکت کننده در مراسم به ویژه تشکل اسلامی سیاسی پیشگامان اندیشه تشکر و قدردانی می کند

مجری مراسم اعلام می‌کند که وقت حضور مهندس موسوی در دانشگاه به پایان رسیده و باید برای سخنرانی درجمع مردم به سالن شهدای پنجم مرداد برود...
صدای سرود یار دبستانی در سالن پخش می‌شود و دانشجویان یک صدا به همصدایی با آن می‌پردازند.

میرحسین گل هایی را که از سوی دانشجویان در اختیارش قرار گرفته، دوباره تقدیم دانشجویان می‌کند و به آرامی جمع مشتاقان دانشجویان را ترک می‌کند؛ گروه های پرتعداد دانشجو نیز در کنار هم و با همنوایی سرود یار دبستانی از سالن خارج می‌شوند و ما برای برنامه سخنرانی میرحسین در جمع مردم اراک به سمت سالن شهدای پنجم مرداد می‌رویم...

انتهاي پيام --

نظرات خوانندگان در مورد: « هنرمند داوطلب ریاست جمهوری در اجتماع بزرگ و بی نظیر دانشجویان دانشگاه آزاد اراک »
خواننده گرامي!
ضمن تشکر از ارسال نظر توسط شما، نظرات پس از بازبینی توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
ياس نيوز:

با سلام

با ورود ميرحسين موسوي، ياس نيوز آغاز به كار كرد.
اخبار استان را از طريق ما پيگيري نمائيد.
http://yasnews.blogfa.com

Posted in May 11, 2009 9:20 PM
 
نام:
 

ایمیل:
 

وب سایت:
 

 


نظر:

اطلاعات شما ذخیره شود؟ بله

تبليغات

محل آگهي شما اينجاست. با ما تماس بگيريد.
ads@rowzane.org

کليه حقوق مادی و معنوی اين پايگاه براي گردانندگان آن محفوظ ميباشد. نقل كل يا قسمتي از مطالب با ذكر نام و نشاني پايگاه بلامانع است.