چه باید کرد؟
جنبش دانشجویی، این روزها به استقبال پنجاه و پنجمین سالگرد 16 آذر می رود و خود را برای برگزاری با شکوه مراسم روز دانشجو –که در همه این سالها سنبل مقابله با استبداد داخلی و استعمار خارجی بوده است- مهیا می کند. جنبش دانشجویی آماده می شود تا بار دیگر و در آستانه روز دانشجو آرمان ها و مطالبات اصیل خود را بازگو کند و اعلام نماید که در پافشاری بر صراط مستقیم نیاکان خود ایستاده است.
جنبش دانشجویی از ابتدای شکل گیری اش در ایران تا به این لحظه با فراز و فرودها متعددی مواجه بوده است. دستگیری پنجاه و سه نفر در سال 1316، حادثه 16 آذر 32 دانشگاه تهران، برخوردهای رژیم پهلوی در سالهای منتهی به انقلاب، حوادث تیرماه 78 و ... تنها گوشه ای از برخوردهایی است که جنبش دانشجویی طی دوران فعالیت با آن مواجه بوده است. شدت و ضعف فعالیتهای جنبش دانشجویی نیز در طول این سالها یکسان نبوده است. به این معنی که منحنی فعالیتهای جنبش دانشجویی همواره خط سیر مشخص و ثابتی را دنبال نکرده و گاه در اوج و در زمانهایی در حضیض قرار داشته است.
با همه این تفاسیر اما جنبش دانشجویی در همه این سالها -چه زمانی که در تقابل با رژیم پهلوی قرار داشت و چه زمانی که به عنوان یک نیروی منتقد و اصلاح طلب در جمهوری اسلامی فعالیت می کرد- همواره و در ادوار گوناگون توانسته بود به عنوان یک نیروی سیاسی تاثیر گذار در جامعه نقش مثبتی ایفا کند و به حیات خود ادامه دهد.
امروز نیز جنبش دانشجویی موظف است با شناخت درست محیط و درک صحیح شرایط، نیازهای امروز جامعه را شناسایی کند و به عنوان یک جریان روشنفکر اجتماعی با ایستادگی بر آرمانهای خود در راه اصلاح امور، جامعه را یاری دهد.
هر جنبش اجتماعی و یا سیاسی نیازمند پاسخگویی به این سوال اساسی است که «چه باید کرد؟» که البته پیش نیاز مهم پاسخ گویی به این سوال در دست داشتن تحلیل وضعیت فعلی است.
دست کم در سه و نیم سال گذشته و از زمان پایان عصر دولت اصلاحات و به دلیل نگاه خاص دولت نهم به مقوله آزادی های سیاسی که برآمده از خاستگاه عقیدتی دولت مردان آن است متاسفانه دایره آزادی های سیاسی در سطح جامعه علی العموم و در سطح دانشگاه علی الخصوص به شدت با تحدید مواجه شده است. خطوط قرمز جدید و تنگ تر شدن خطوط پیشین، فعالیت های جنبش دانشجویی را با مشکلات عدیده ای مواجه کرده است. بازداشتها، احضارها، محرومیت از تحصیل و ... به شدت هزینه هر نوع فعالیت سیاسی را خصوصا در دانشگاه افزایش داده است.
افزایش هزینه فعالیتهای دانشجویی اگرچه از یک سو موجبات انفعال را در سطح جامعه دانشگاهی فراهم می آورد اما از سوی دیگر باعث رادیکالیزه شدن گروهها و انجمنهای دانشجویی و تبدیل محیط دانشگاهها به عرصه دائمی کشمکش خواهد شد و متاسفانه نتیجه این کشمکش، رادیکال شدن و یا حداقل رونمایی از چهره رایدیکال نهادهایی می شود که مترصد فرصت برای دخالت در امور داخلی دانشگاهها و برخورد با فعالان دانشجویی هستند.
اگر از یکسو بپذیریم که تحلیل فوق در مورد شرایط فعلی حاکم بر جامعه و بخصوص جامعه دانشگاهی، قرین به واقعیت است و از سوی دیگر آرمان مهم جنبش دانشجویی را تلاش برای توسعه کشور از طریق بسط آزادی و دموکراتیزه کردن قدرت بدانیم، می توان به «چه باید کرد؟» پاسخ گفت:
الف) پرهیز از رادیکالیزم: جنبش دانشجویی به عنوان یک جنبش سیاسی-اجتماعی اصیل و مسالمت جو، با توجه به شرایط نامساعد فعلی و در شرایطی که آستانه تحمل بسیاری از نهادهای اقتدار به پایین ترین سطح خود تنزل کرده و متاسفانه بر شرایط عمومی جامعه و دانشگاه نیز اثر منفی به جای گذاشته است، باید به شدت از رفتار رادیکال که نتیجه ای جز تعطیل و تعلیق و بازداشت برای تشکلهای مستقل و فعالان دانشجویی در بر ندارد پرهیز کند.
بدیهی است که منظور از رادیکالیزم، حضور منتقدانه و فعال در دانشگاهها و جامعه نیست که اساسا جز این رسالتی برای جنبش دانشجویی متصور نیست بلکه منظور آن دسته از فعالیتهایی است که رویارویی را از پی خود خواهند داشت.
ب)تلاش برای بازسازی و انسجام تشکیلاتی: متاسفانه در سالهای اخیر و به خصوص پس از حوادث تیرماه 78 تشکلها و انجمن های دانشجویی با مشکلات عدیده تشکیلاتی مواجه بوده اند. برخوردهای صورت گرفته با دفتر تحکیم به عنوان بزرگترین اتحادیه دانشجویی کشور و تلاش برای دوپاره کردن آن و مسائلی نظیر آن که در سطوح پائین تر برای دیگر تشکلها نیز بوجود آمد چهارچوب تشکیلاتی و پیوستگی جنبش دانشجویی را با مشکل مواجه کرد.
تشکلهای دانشجویی باید به سرعت به فکر بازسازی تشکیلاتی خود و تلاش برای تبدیل بخش خاموش بدنه دانشجویی به نیروی زنده اجتماعی باشند. به بیان دیگر با رفتار کم هزینه تر و گسترش دایره فعالیت های خود به حوزه های دیگر فرهنگی و اجتماعی – البته با پرهیز از گرفتاری در دام محافظه کاری- باید برای گسترش بدنه دانشجویی و ایجاد تشکیلات منسجم اقدام شود.
ج) حضور در عرصه عمومی: جنبش دانشجویی همواره در طی این دوران نشان داده است که به روشهای مسالمت جویانه و دموکراتیک علاقه مند است. از طرفی دیگر به دلایل متعدد ارتباط موثر جنبش دانشجویی با جامعه و دیگر جنبش های اجتماعی به طور محسوسی کمرنگ شده است. تجربه نشان داده است که یکی از مقاطع مهمی که جنبش دانشجویی می تواند با جامعه پیوند ایجاد کند، انتخابات گوناگون و خصوصا انتخابات ریاست جمهوری است.
صندوق رای و مقوله انتخابات، در صورت مشارکت گسترده می تواند روش بسیار مناسبی برای پیگیری اهداف اصلاح خواهانه باشد. مقایسه وضیعت سه سال گذشته با دوره هشت ساله اصلاحات به روشنی موید همین مطلب است.
در زمینه انتخابات ریاست جمهوری دهم جنبش دانشجویی باید با پرهیز جدی از طرح کاندیداهایی که احتمال حضور نهایی آنها در انتخابات با توجه به فیلتر قدرتمند شورای نگهبان تقریبا ناممکن است، با حفظ انتقادهای خود به سمت همگرایی و تاثیر گذاری بر آن بخش از فعالان سیاسی که با آرمان های جنبش دانشجویی دارای اشتراکات بیشتری هستند گام بردارد.
د) تغییر نگاه «صفر یا صدی»: جنبش دانشجویی باید با تغییر نگاه صفر یا صدی، از دید صفر تا صدی به واقعیات جامعه ایران بنگرد. تغییرات آنی و اصلاحات سریع بویژه در حوزه سیاست غیر ممکن است. توسعه سیاسی نیاز به تغییر الگوهای فرهنگی دارد که قدمت آنها قوی شدن ریشه را برای آنها به همراه داشته است.
جنبش دانشجویی باید بیاموزد تا ضمن پایبندی به آرمانهایش برخورد آرمانی با حقایق نداشته باشد. باید پذیرفت که برخورد با واقعیات نسبی است از همین رو جنبش دانشجویی باید نگاه خود را در تعامل با احزاب و سازمانهای سیاسی تغییر دهد و تلاش کند تا ضمن حفظ استقلال خود به تعامل سازنده با دیگر نیروهای اجتماعی دست یابد.
منبع: هفته نامه عطریاس
انتهاي پيام --
|