- سیاست
   - دانشگاه
   - جامعه
   - فرهنگ
   - اقتصاد
   - ورزش
   - صنعت
   - عکس

 

   - تماس با ما
   - درباره ما
   - گزارش خطا
   - ارسال خبر
   - نظر سنجی ها
   - جستجو
   - پیوندها
   - آگهی

 

 

«نو»، «مدرن»، «ابزورد»

سروش فرهادیان: در دوران دانشجویی یکی از برنامه های مداوم من و دوستانم این بود که به شب شعر و عصر قصه های دانشجویی یا تئاتر هایی که دانشجویان اجراء می کردند می رفتیم. از شعرو داستان هایی که می شنیدیم و تئاتر هایی که می دیدیم لذت زیادی می بردیم . پس از مدتی یک «مد» بسیار آزار دهنده در این جلسه ها و اجراها پیدا شد. هر کسی هرچه به ذهنش می رسیدبه عنوان شعر و داستان در گوش ما فرو می کرد به صرف آنکه هوس کرده بود او را هم در زمره شاعران و داستان نویسان دانشگاه به انگشتی نشان دهند. این موضوع تا آنجا پیش رفت که من و بسیاری دیگر عطای شنیدن شعر و داستان را به لقایش بخشیدیم .

استدلال دوستان شاعر پیشه اما جالب بود. وقتی به آنها ایراد گرفته می شد که شعر و داستان هایتان سرو ته ندارند وازکمترین قواعد و اصول شعر وداستان نویسی تبعیت نمی کنند؛ می گفتند که این شعر «نو» و این داستان «پست مدرن» است. فارغ از اینکه بسیاری از آنها شاید بنیان گذار شعر نو را هم نمی شناختند یا حتی نمی دانستند «علی اسفندیاری» همان «نیمایوشیج »است. وضعیت تئاتر هم بهتر از شعر و داستان نبود. هر کسی به خودش اجازه می داد تراکتی را در دانشگاه پخش کند که در فلان روز و فلان ساعت برای دیدن تئاتر من بیایید به فلان سالن دانشگاه.

اوایل گول می خوردیم و برای دیدن تئاتر ها می رفتیم اما چیزی نصیبمان نمی شد غیر از حس اینکه یک محصول تقلبی را به ما انداخته باشند. استدلال کارگردانان آن تئاتر ها ی بی سر و ته هم این بود که سبک کارشان «ابزورد » است.

پس از آن هر وقت استاد هایمان در امتحان سوال نا مفهومی طرح می کردند به شوخی می گفتیم که این سوال ابزورد است؛ یعنی حتی خود استاد هم پاسخ آن را نمی داند.

این روزها هر مطلبی که به خاتمی و کاندید شدن یا نشدنش برمی‌گردد مانند همان شعرها و تئا ترهای دوران دانشجویی توجهم را جلب می کند و به خواندنش ترغیب می‌شوم اما گاهی – بیشتر وقت ها -به سرنوشت شنیدن همان شعر های «نو» و تئاتر های « ابزورد » دوران دانشجویی دچار می شوم. نه تیتر با مطلب تناسبی دارد و نه نتیجه‌گیری با مقدمه؛ اساسا معلوم نیست که نویسندگان محترم قصد داشته اند که چه چیزی را با ما در میان بگذارند.

قصد ارزش گذاری در مورد درستی یا نا درستی آمدن یا نیامدن خاتمی را ندارم چرا که مجال دیگری را می طلبداما کلماتی را که نگارندگان محترم این گونه یاداشتهادر کنار هم قرار می دهند در واقع دلایلی برای آمدن یانیامدن خاتمی نیست بلکه منطقی مخدوش است برای رسیدن به هدفی نا معلوم.

به هر حال دوران دانشجویی من به پایان رسیده است اما از بعضی دوستانی که هنوز به دانشگاه محل تحصیلم رفت وآمد دارند گاه گاهی خبر شب شعر، عصر قصه و تئا تر هایی که اجرا می شوند را می گیرم. می گویند: شعر ها «نو»تر ، قصه ها «مدرن » تر و تئا تر ها «ابزورد » تر شده اند.

انتهاي پيام --

تبليغات

محل آگهي شما اينجاست. با ما تماس بگيريد.
ads@rowzane.org

کليه حقوق مادی و معنوی اين پايگاه براي گردانندگان آن محفوظ ميباشد. نقل كل يا قسمتي از مطالب با ذكر نام و نشاني پايگاه بلامانع است.