- سیاست
   - دانشگاه
   - جامعه
   - فرهنگ
   - اقتصاد
   - ورزش
   - صنعت
   - عکس

 

   - تماس با ما
   - درباره ما
   - گزارش خطا
   - ارسال خبر
   - نظر سنجی ها
   - جستجو
   - پیوندها
   - آگهی

 

 

دیپلماسی یا ضد دیپلماسی؟

مسعود باستانی: تهران این روزها بیشتر از همه‌ی پایتخت‌های دنیا در التهاب درگیر غزه به سر می برد. اگر گشتی کوتاه در شهر بزنید و ابتدا به فرودگاه مهرآباد سری بزنید، دانشجویانی را خواهید دید که چفیه‌ای بسیجی گونه بر گردن آویزان کرده‌اند و متحصن شده‌اند تا راهی این شهر جنگ زده شوند. آنان چندین روز با ایستادگی در فرودگاه تحصن کرده‌اند و با جسارت از مقام‌های مسوول به ویژه شخص رییس جمهور تقاضا دارند تا مقدمات و نیازمندی‌های سفر آنان را به غزه مهیا کند. لحظه به لحظه اخبار مربوط به تحصن دانشجویان بسیجی در فرودگاه مهرآباد در خبرگزاری‌های اصولگرا منعکس می شود اما نکته قابل تامل این است که تاکنون هیچ یک از مقامات ارشد تصمیم ساز و تصمیم‌گیر دولت و پارلمان در جمع متحصنین حاضر نشده و پاسخی به تقاضای آنان نداده‌اند. البته باید گفت که حضور مشایی، معاون احمدی نژاد و چند نماینده مجلس هم گامی موثر برای دانشجویان متحصن دربر نداشت.

در سوی دیگر شهر و حوالی محله‌ی قلهک، عده ای دیگر از دانشجویان بسیجی این روزها به صورت متوالی در مقابل دفتر حفاظت منافع مصر تجمع می‌کنند و گه‌گاه لنگه کفش‌هایی به سمت عکس حسنی مبارک پرتاب می شود. شاید آنان هم می‌کوشند تا با این رفتار خویش‌، انتفاضه کفش را معنا کنند.

دانشجویان خشمگین انزجار خود را از اظهارات وزیر امور خارجه‌ی یکی از بزرگ‌ترین و تاثیرگذارترین کشورهای عربی اعلام می‌کنند و اصرار دارند که باید در برابر او پاسخی دندان شکن داشته باشند. آنان در یکی از شب‌های تعطیلات ژانویه آنچنان عصبانی شدند که در حوالی همان دفتر به سوی باغ قلهک، محل سکونت سفیر و کارکنان سفارت بریتانیا در تهران که محل مناقشه‌ای تاریخی است، رهسپار شدند و در یک اقدام انقلابی پرچم فلسطین را بر فراز دیوار باغ قلهک که خاک انگلستان به شمار می رود، نصب کردند.

ورود دانشجویان به محیط باغ قلهک در حالی رخ داد که برخی از کارمندان برای گذراندن تعطیلات ژانویه راهی وطن شده بودند و در هنگام این حرکت نیز بقیه ساکنان باغ قلهک بلافاصله آنجا را ترک کردند اما دانشجویان خروشان پس از درگیری و زد وخورد با پلیس، سرانجام ساعت 10 شب خود را به داخل این باغ رساندند و بار دیگر تاکید کردند که ایران باید انگلستان را از این خاک اشغال شده، اخراج کند.

نصب پرچم فلسطین برفرازباغ قلهک خیلی طول نکشید. اما ماجرا از جهات گوناگون بار دیگرخاطره اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام را در اذهان فعال سیاسی زنده کرد. اقدام دانشجویان خشمگین و انقلابی که از آن سال تا کنون همچنان روابط تهران و واشنگتن را در لایه‌ای از ابهام فرو برده است و شاید انجماد بیشتر بخشی از یخ‌های این روابط ناشی از این حرکت بود.

غزه در آتش و خون غلط می زند و نیمه‌های شب که شبکه‌های اروپایی و آمریکایی سعی می‌کنند تا بینندگان خود را سرشارازجشن کریسمس و خرسندی از کادوهای بابانوئل نشان دهند، در این سوی جهان اما، خبرهای دیگری به تصویر کشیده می شود. شبکه‌های عربی، تصاویر کودکان زخم خورده فلسطینی را پخش می کنند و صدای هق هق مادرانشان در گوش بینندگان می پیچد. شبکه خبری الجزیره هم مانند شبکه‌های فارسی زبان تهران اخبار جنگ غزه را در رئوس برنامه‌های خود قرارداده و تماشاگران را لحظه به لحظه از رویدادها و اتفاقات مطلع می‌کنند. تهران در عزای عمومی به سرمی برد و خیابان‌های شهررا عزاداران حسینی سیاه پوش کرده‌اند و همراه با ضرباهنگ غم انگیز عاشورا، صدا و سیما هم می‌کوشد تا غزه و شهیدانش را به کربلا و امام حسین پیوند زده تا احساس مسلمانی و همیاری در رگ‌های ایرانیان به جوش و خروش درآید. از سوی دیگر استراتژی بعدی شبکه‌های خبری فارسی زبان، پیوند جهانی مسلمانان برای محکومیت حوادث غزه است. هر روز گزارش‌های مفصلی از تجمع مسلمانان مالزی واندونزی یا مسلمانان فرانسوی و ترک و حتی مسلمین ساکن کشورهای آفریقایی پخش می‌شود که با چفیه‌های نمادین حمایت خود را از جنگ زدگان غزه ابراز کرده و در برابر سفارت اسراییل در کشور محل سکونت خویش نعره خصمانه می‌کشند. این تصاویر زمانی به‌هم پیوند می‌خورد که می‌بینید در لندن، پلیس‌های اسب سوار برای دفاع از سفارتخانه تل‌آویو در برابر معترضین صف‌آرایی کرده‌اند و در آنکارا حامیان فلسطین مترصد اقدامی هستند تا رفتار دانشجویان بسیجی را تکرار کنند. دراین میان اما رفتار رسانه‌های عرب زبان و رهبرای جهان عرب هم قابل بررسی است. از یک سو رسانه‌های عربی با تمام توان می‌کوشند تا تهاجم هوایی و زمینی ارتش اسراییل به خاک فلسطین را در صدر اخبارخود قرار داده و توجه همگان را جلب کنند و از سوی دیگر رهبران جهان عرب پس از یک سکوت معنادار و اعتراض‌گونه به عملکرد سازمان حماس و دولت اسماعیل هنیه این روزها در تلاشند پس از یک دوره مذاکره و جلب نظر رهبران صلح دوست اروپایی راه نجاتی برای پایان جنگ و خونریزی بیابند. الجزیره در میزگردهای سیاسی ابعاد جنگ غزه را بررسی می‌کند و سخنگوی ارتش اسراییل در گفت و گوی مستقیم و زنده با این شبکه عربی یادآور می‌شود که ارتش کشورش قصد جنگ با غیرنظامیان را ندارد. او می گوید که مردم کشورش از دست موشک‌های دست ساز حماس درامان نیستند و باید راهی برای پایبندی حماس به تعهدات بین المللی پیدا کرد. شبکه الجزیره انگلیسی زبان در حالی استراتژی خبری حمایت ازغزه را دنبال می‌کند که به نظر می‌رسد خواست قلبی گردانندگان آن برخلاف مدیران رسانه‌های تهران کشف راهکار دیپلماتیک برای نجات غزه است، زیرا که در ویژه برنامه‌های این شبکه تصاویر و سخنان دو طرف متخاصم و حتی نیروهای بی طرف شنیده و مشاهده می‌شود تا شاید که درخلال این دیالوگ‌های منتقدانه راهی برای آتش‌بس پیدا شود. آتش بسی که سارکوزی و محمود عباس و برخی رهبران عربی هم از آن سخن گفتند و برای آن پیش قدم شدند. پیشنهادی که تل آویو هم چندی پیش با نرمی به آن پاسخ داد و اعلام کرد که حاضر است روزانه سه ساعت آتش بس را در جنگ بپذیرد.

به هر حال تلاش‌های دیپلماتیک برای جلوگیری از تداوم خونریزی در غزه آغاز شده است. گام های لرزانی که رهبران عربی می‌کوشیدند با دقت و وسواس آنها را به سرمنزل مقصود رسانده و آتش یک جنگ قومی و مذهبی را مهار کنند. خشمی که چه بسا ممکن است انبساط و گسترش چهره‌های برافروخته و رگ‌های عصبی مسلمانان و یهودیان را در گوشه‌ای از این کره خاکی به دنبال داشته باشد و باید بپذیریم که قرن کنونی ما قرنی است که انسان‌ها می‌خواهند در آرامش و صلح پایدار به گفت و گو در برابر تمدن‌های کهنسال یکدیگر نشسته و همزیستی جهان وطنی را تجربه کنند. اما این تجربه زمانی زخم آلود خواهد شد که هر یک از طرفین قواعد را به هم ریخته و خشونت را جایگزین گفتگو کنند. آنچه در تهران رخ می‌دهد نمادی از رگی به جوش آمده است. حقیقتی کتمان ناپذیر که بمب‌های اسراییل به وجود آورده‌اند و دل هر انسان انسان‌مدار را هم به درد می آورد.

حقوق بشر فراموش شده درباره غزه و محاصره بی قید و شرط آن شهر، چهره خون آلود کودکانی که روی دستان پدران و مادرانشان جان می‌سپارند و ناله‌های جوانان فلسطینی که درغم عزیزان خویش می گریند، عامل همین عصبیت است. اما پرسش این جاست که کدام راه غزه و فلسطینیان را نجات خواهد داد؟ آیا موشک‌های دست سازحماس که به سوی اسراییل پرتاب می شود، آتش بس را به ارمغان می آورد؟ یا نبرد تن به تن با ارتش مکانیزه اسراییل که به خاک فلسطین وارد شده‌است می‌تواند آنجا را آرام کند؟! آیا محاصره سفارتخانه‌های اسراییل در خاورمیانه آنها را وادار به عقب نشینی خواهد کرد؟ آیا فریادهای سرشار از نفرت و خشم شهروندان مسلمان اروپایی گامی به پیش خواهد برد؟ و سرانجام آیا سفردانشجویان بسیجی متحصن در فرودگاه مهرآباد به غزه آتش بس را اهدا می کند؟

تجربه جهان معاصر نشان می‌دهد که ضد دیپلماسی راه پایان خشونت نیست و شعله‌های آتش جنگ تنها قربانی‌های بیشتری خواهد گرفت. این غول بی شاخ و دم را باید ابتدا خفه کرد و پس از آنکه جنگ از نفس افتاد، راه گفتگو را در پیش گرفت. تسلط بر عصبیت قومی و کنترل عقلانی در محیط جنگی جهت شکوفا شدن راهکارهای دیپلماتیک، پیش نیازی محسوب می شود که بی تردید غزه بیش از هر چیز محتاج آن است. غزه‌ای که این روزها تجربه تلخ کشتارهای چند صد نفری به چشم دیده و از معالجه زخمی‌هایش عاجزمانده است.

دیپلماسی تنها راه نجات است. راهی که اینک پس از گذشت چندین سال بر همگان ثابت شده‌است

منبع: شهرگان

انتهاي پيام --

تبليغات

محل آگهي شما اينجاست. با ما تماس بگيريد.
ads@rowzane.org

کليه حقوق مادی و معنوی اين پايگاه براي گردانندگان آن محفوظ ميباشد. نقل كل يا قسمتي از مطالب با ذكر نام و نشاني پايگاه بلامانع است.