مردی از کویر
یکی از اقدامات نظام پهلوی اول و دوم، فرستادن دانشجو به خارج از کشور برای تحصیل بود. این امر از یک سو، نوعی امتیاز برای نخبگان علمی کشور و نیز وابستگی آن ها به رژیم می شد و از سوی دیگر، آن ها را به سمت و سوی غرب و تجدد سوق می داد. گرایش به سوی غرب همراه با تطابق، پالایش و پردازش تجدد و سنت نبود، بلکه عمدتأ، غرب گرایی مصادف با سنت زدگی و دین زدگی بود. در این روند که در زمان نظام پهلوی رایج بود، برخی گروهها و شخصیت های مخالف جریان نیز ظاهر می شدند که از آن میان دکتر علی شریعتی از معرفی، بی نیاز است. وی در جذب جوانان و دانشجویان به فرهنگ اصیل اسلامی بسیار تاثیر گذار بود. حسینیه ی ارشاد، با ورود شریعتی، محل جدی ترین مباحث اسلامی روز، با شرکت پر شور جوانان کشور بود. شناخت دقیق و کامل دکتر شریعتی از فرهنگ غرب و شرق امکان باز اندیشی در سنت ها را برای وی میسر کرد. دکتر در عین حال که اندیشمندی خلاق بود و دیگران را به اندیشیدن و تحقیق وا می داشت، فعال، انقلابی و جدی نیز بود. اندیشه پردازی و عمل گرایی توامان، از وی شخصیت بر جسته ای ساخته است. از آن جا که دکتر علی شریعتی از اغاز کودکی تا پایان دوره ی تحصیلات دانشگاهی در محیط های متفاوتی به سر برده و تحت تاثیر فضاهای تربیتی و فرهنگ های متنوعی قرار گرفته و طبعا این محیط های گوناگون در شکل گیری شخصیت و اندیشه های وی تاثیر بسزایی داشته است، لازم می نماید مختصری از زندگی نامه و محیط های تربیتی وی بررسی شود. دوران زندگی و شکل گیری شخصیت و اندیشه های شریعتی را به مراحل زیر می توان تقسیم کرد: 1- دوره ی کودکی 2- دوره ی نوجوانی 3- دوره ی جوانی و تحصیل در دانشگاه مشهد 4- دوره ی تحصیل در فرانسه 5- بازگشت به ایران و دوره ی فعالیت های تربیتی – فرهنگی – سیاسی در داخل کشور 6- شهادت دکتر علی شریعتی به دست مزدوران رژیم پهلوی.
1- دوره ی کودکی
شریعتی در دوره ی کودکی تحت تاثیر مستقیم خانواده و پدرش قرار داشت. خاندان شریعتی از علمای بنام مذهبی بودند. پدرش محمد تقی از علمای پیشرو، مبارز و بنیان گذار»کانون نشر حقایق اسلامی« بود. محیط اجتماعی دوره ی کودکی وی ترکیبی از بی سوادی، خرافات، فقر، سلطه ی خارجی و استثمار محرومان توسط طبقات ممتاز بود. پدرش محمد تقی، در اواسط دهه ی 1330 از طرفداران جبهه ی ملی و مخالف رژیم شاه به شمار می رفت؛ بنابراین می توان دریافت که علی ضمن تحصیلات مقدماتی- مذهبی نزد پدر، با الفبای سیاست و مبارزات اجتماعی نیز اشنا شد و در عین حال محرومیت ها و ستم های اجتماعی و فقر حاکم بر توده ی مردم و جامعه را از نزدیک ملاحظه و لمس می کرد. شریعتی در یکی از آثارش به نام کویر، ایام کودکی به ویژه تاثیر پدر را بر خود و تکوین شخصیت خویش بازگو می نماید. شریعتی در سال 1314 در روستای مزینان، کنار کویر دیده به جهان گشود. مادرش زنی روستایی و پدرش مردی اهل قلم ومذهبی بود. از همان آغاز در محیط مذهبی و روحانی، رشد و نمو کرد. پدرش نخستین معلم وی بود. علی دوره ی مقدماتی و متوسطه ی تحصیلات دینی را نزد پدر گذراند. در سال ۱۳۱۹ -در سن هفت سالگی- در دبستان ابنیمین در مشهد، ثبت نام كرد اما به دلیل اوضاع سیاسی و تبعید رضاخان و اشغال كشور توسط متفقین، استاد (پدر دكتر)، خانواده را بار دیگر به مزینان فرستاد. علی پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابنیمین برمیگردد. در اواخر دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیتهای استاد كم میشود. در این دوران تمام سرگرمی دکتر مطالعه و گذراندن اوقات خود در كتابخانه پدر بود. دكتر در ۱۶ سالگی سیكل اول دبیرستان (كلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. او قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد.
در سال ۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حكومتی بود. این بازداشت طولانی نبود ولی تاثیرات زیادی در زندگی آینده او گذاشت. در این زمان فصلی نو در زندگی او آغاز شد، فصلی كه به تدریج از او روشنفكری مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت.
2- دوره ی نوجوانی،تحصیلات دبیرستان و آشنایی با علوم جدید:
در این دوره شریعتی تحصیلات متوسطه را در دبیرستان ها و دانشسرای مقدماتی مشهد به انجام رساند و با زبان های عربی و فرانسه اشنا شد. با گرفتن دیپلم از دانش سرای مقدماتی، در ادارهی فرهنگ استخدام شد. و در هجده سالگی کار معلمی را در یک روستا آغاز کرد. ضمن كار، در دبستان كاتبپور در كلاس های شبانه به تحصیل ادامه داد و دیپلم كامل ادبی گرفت. در همان ایام در كنكور حقوق نیز شركت كرد. شریعتی به تحصیل در رشته فیزیك هم ابراز علاقه میكرد، اما مخالفت پدر، او را از پرداختن بدان بازداشت. در این مدت به نوشتن چهار جلد كتاب دوره ابتدایی پرداخت. این كتابها در سال ۳۵، توسط انتشارات و كتابفروشی باستان مشهد منتشر و چند بار تجدید چاپ شد و تا چند سال در مقطع ابتدایی آن زمان تدریس شد. در سال ۳۴، با باز شدن دانشگاه علوم و ادبیاتانسانی در مشهد، با چند نفر از دوستانشان برای ثبت نام در این دانشگاه اقدام كردند. ولی به دلیل شاغل بودن و كمبود جا تقاضای آنان رد شد. دكتر شریعتی و دوستانشان همچنان به شركت در این كلاسها به صورت آزاد ادامه دادند. تا در آخر با ثبت نام آنان موافقت شد و توانستند در امتحانات آخر ترم شركت كنند. در این دوران وی به جز مطالعه در دانشگاه طبع شعر نوی خود را میآزمود. هفته ای یك بار نیز در رادیو برنامه ادبی داشت و گهگاه مقالاتی نیز در روزنامه خراسان چاپ میكرد. در این دوران فعالیتهای او همچنان در نهضت مقاومت ادامه داشت ولی شكل ایدئولوژیك به خود نگرفته بود. در همین دوره، نخستین فعالیت های فرهنگی وی به ظهور رسید. از جمله ی این فعالیت ها ترجمه کتاب ابوذر بود. ابوذر از بزرگان صحابه ی پیامبر اسلام(ص) و از نخستین شیعیان صدیق و مخلص و در واقع اغازگر مخالفت با انحراف های خلفا از مبانی اصیل اسلام بود. در این کتاب، ابوذر مردی است که در خلافت عثمان علیه تحریف و مسخ ارمان های اسلام قد برافراشت. تاثیر شخصیت ابوذر بعدها در جای جای آثار دکتر شریعتی به وضوح دیده شد.
3- دوره جوانی و تحصیل در دانشگاه مشهد:
این سال ها شریعتی ضمن تحصیل، به شرکت در فعالیت های سیاسی اصلاح طلبانه از جمله عضویت در یک جنبش سیاسی به نام (جنبش خدا پرستان سوسیالیست) سرگرم بود. به دنبال سقوط دکتر مصدق در سال 1332، شریعتی در نهضت مقاومت ملی به رهبری آیت الله سید محمود طالقانی و دیگران درشاخه ی مشهد پیوست. در تاریخ ۲۴ تیرماه سال37 با پوران شریعت رضوی، یكی از همكلاسیهایش ازداوج كرد. دكتر در این دوران روزها تدریس میكرد و شب ها را روی پایاننامهاش كار میكرد. زیرا میبایست سریعتر آن را به دانشكده تحویل میداد. موضوع تز او، ترجمه كتاب «در نقد و ادب» نوشته مندور (نویسنده مصری) بود. به هر حال دكتر سر موقع رسالهاش را تحویل داد و در موعد مقرر از آن دفاع كرد و مورد تایید اساتید دانشكده قرار گرفت. بعد از مدتی به او اطلاع داده شد بورس دولتی شامل حال او شده است. پس به دلیل شناخت نسبی با زبان فرانسه و توصیه اساتید به فرانسه برای ادامه تحصیل مهاجرت کرد.
4- دوره ی تحصیل در فرانسه:
شریعتی در سال 1338 از دانشگاه مشهد فارغ التحصیل شد و به عنوان دانشجوی ممتاز، سال بعد برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت عطش او به دانستن و ضرورتهای تردید ناپذیری كه وی برای هر یك از شاخههای علوم انسانی قائل بود، وی را در انتخاب رشته مردد میكرد. ورود به فرانسه نه تنها این عطش را كم نكرد، بلكه بر آن افزود. ولی قبل از هر كاری باید جایی برای سكونت مییافت و زبان را به طور كامل میآموخت. به این ترتیب بعد از جست و جوی بسیار توانست اتاقی اجاره كند و در موسسه آموزش زبان فرانسه به خارجیان (آلیس) ثبت نام كند. پس روزها در آلیس زبان میخواند و شبها در اتاقش مطالعه می كرد و از دیدار با فارسیزبانان نیز خودداری می نمود. با این وجود تحصیل او در آلیس دیری نپایید. زیرا وی نمیتوانست خود را در چارچوب خاصی مقید كند، پس با یك كتاب فرانسه و یك دیكشنری فرانسه به فارسی به كنج اتاقش پناه میبرد. وی كتاب «نیایش» نوشته الكسیس كارل را ترجمه میكرد.
فرانسه در آن سالها كشور پرآشوبی بود. بحران الجزائر از سالها قبل آغاز شده بود. دولت خواهان تسلط بر الجزائر بود و روشنفكران خواهان پایان بخشیدن به آن. این بحران به دیگر كشورها نیز نفوذ كرده بود.
شریعتی به تحصیل و مطالعه در تاریخ و جامعه شناسی ادیان پرداخت. این دوره برای شریعتی فرصتی بود تا با اندیشه های فلسفی و سیاسی رایج زمان اشنا شود و در زمره ی هواداران جنبش ازادی الجزایر در اید و از این راه با اندیشمندان و مبارزان این جنبش ارتباط یابد. سال های تحصیل شریعتی و فعالیت او در دانشگاه سوربن و زندگی در پاریس از سازنده ترین و بهترین دوران گسترش و تعمیق دانش و دیدگاهای فلسفی و اجتماعی شریعتی به شمار می رود. در این سال ها شریعتی علاوه بر انقلا بیون الجزایر و انقلاب فلسطین بار دیگر مبارزان و نظریه پردازان ضد استعمارعرب و افریقا تماس گسترده ای بر قرار نمود و مسله وحدت نظری و عملی میان ایران و دیگر انقلاب های جهان را بررسی کرد. به علاوه شریعتی در پاریس به منابع کم یابی دسترسی پیدا کرد و با مکاتب فکری مختلف اشنا شد. همچنین شریعتی در این سال ها به مطالعه دقیق و منظم مارکسیسم پرداخت. این مطالعه به دو دلیل اهمیت فراوان داشت: نخست این که، وی را قادر ساخت تا بر پایه ی دانش و اگاهی (و نه خصومت وتعصب) یکی از اصولی ترین و نافذترین نقد ها را بر مارکسیسم بنویسد. دوم این که این بحث در باره مارکسیسم، براندیشه ها و اثار وی تأثیر روشنی بر جای گذاشت. شریعتی در سال 1342 بادرجه ی دکتری به ایران باز گشت ولی در مرز ترکیه دستگیر شد. ظاهرأ مأمورین ساواک که به عنوان دانشجو در کشورهای خارجی از جمله فرانسه سرگرم فعالیت بودند، گزارش فعالیت های سیاسی وی را به ایران می دادند.
5- بازگشت به ایران و دوره ی فعالیت های تربیتی – فرهنگی – سیاسی در داخل کشور
از بازگشت تا دانشگاه: شریعتی سال ۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حكم دستگیری از سوی ساواك بود و متعلق به ۲ سال پیش، ولی چون دكتر سال ۴۱ از ایران از طریق مرزهای هوایی خارج و به فرانسه رفته بود، حكم معلق مانده بود. پس اینك لازمالاجرا بود. پس بعد از بازداشت به زندان غزلقلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت. بعد از مدتی با درجه چهار آموزگاری دوباره به اداره فرهنگ بازگشت. تقاضایی هم برای دانشگاه تهران فرستاد. تا مدت ها تدریس كرد، تا بالاخره در سال ۴۴، بار دیگر، از طریق یك آگهی برای استادیاری رشته تاریخ در تهران درخواست داد. در سر راه تدریس او مشكلات و كارشكنیهای بسیاری بود. ولی در آخر به دلیل نیاز مبرم دانشگاه به استاد تاریخ، استادیاری او مورد قبول واقع شد و او در دانشگاه مشهد شروع به كار كرد. سالهای ۴۵-۴۸ سالهای نسبتاً آرامی برای خانوادهی او بود. دكتر بود و كلاسهای درسش و خانواده. تدریس در دانشكدهی ادبیات مشهد، نویسندگی و بقیه اوقات بودن با خانوادهاش تمام كارهای او محسوب میشد.
دوران تدریس : ازسال ۴۵، دكتر به عنوان استادیار رشته تاریخ، در دانشكده مشهد، استخدام میشود. موضوعات اساسی تدریسش تاریخ ایران، تاریخ و تمدن اسلامی و تاریخ تمدنهای غیر اسلامی بود. از همان آغاز، روش تدریسش، برخوردش با مقررات متداول دانشكده و رفتارش با دانشجویان، او را از دیگران متمایز میكرد. بر خلاف رسم عموم اساتید از گفتن جزوه ثابت و از پیش تنظیم شده پرهیز میكرد. دكتر، مطالب درسی خود را كه قبلاً در ذهنش آماده كرده بود، بیان میكرد و شاگردانش سخنان او را ضبط میكردند. این نوارها به وسیله دانشجویان پیاده میشد و پس از تصحیح، به عنوان جزوه پخش میشد. از جمله، كتاب اسلامشناسی مشهد و كتاب تاریختمدن از همین جزوات هستند.
اغلب كلاس های او با بحث و گفتگو شروع میشد. پیش میآمد دانشجویان بعد از شنیدن پاسخهای او بیاختیار دست میزدند. با دانشجویان بسیار مانوس، صمیمی و دوست بود. اگر وقتی پیدا میكرد با آنها در تریا چای میخورد و بحث میكرد. این بحثها بیشتر بین دكتر و مخالفین اندیشههای او در میگرفت. كلاسهای او مملو از جمعیت بود. دانشجویان دیگر رشتهها درس خود را تعطیل میكردند و به كلاس او میآمدند. جمعیت كلاس آن قدر زیاد بود كه صندلیها كافی نبود و دانشجویان روی زمین و طاقچههای كلاس، مینشستند. در گردشهای علمی و تفریحی دانشجویان شركت میكرد. او با شوخیهایشان، مشكلات روحیشان و عشقهای پنهان میان دانشجویان آشنا بود. سال ۴۷، كتاب «كویر» را چاپ كرد. حساسیت، دقت و عشقی كه برای چاپ این كتاب به خرج داد، برای او، كه در امور دیگر بیتوجه و بینظم بود، نشانگر اهمیت این كتاب برای او بود. (كویر نوشتههای تنهایی اوست).
در فاصله سال های تدریسش، سخنرانیهایی در دانشگاهای دیگر ایراد میكرد، از قبیل دانشگاه آریامهر (صنعتیشریف)، دانش سرای عالی سپاه، پلیتكنیكتهران و دانشكده نفت آبادان. مجموعه این فعالیتها سبب شد كه مسئولین دانشگاه درصدد برآیند تا ارتباط او را با دانشجویان قطع كنند و به كلاسهای وی كه در واقع به جلسات سیاسی-فرهنگی، بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. پس دكتر، با موافقت مسئولین دانشگاه، به بخش تحقیقات وزارت علوم در تهران، منتقل شد. به دلائل اداری دكتر به عنوان مامور به تهران اعزام شد و موضوعی برای تحقیق به او داده شد، تا روی آن كار كند. به هر حال عمر كوتاه تدریس دانشگاهی دكتر، به این شكل به پایان میرسد.
حسینیه ارشاد : این دوره از زندگی دكتر، بدون هیچ گفتگویی پربارترین و درعین حال پر دغدغهترین دوران حیات اوست. او در این دوران، با سخنرانیها و تدریس در دانشگاه، تحولی عظیم در جامعه به وجود آورد. این دوره از زندگی دكتر به دوران حسینیه ارشاد معروف است. حسینیه ارشاد در سال ۴۶، توسط عدهای از شخصیتهای ملی و مذهبی، بنیان گذاشته شده بود. هدف ارشاد طبق اساسنامهی آن عبارت بود از تحقیق، تبلیغ و تعلیم مبانی اسلام.
از بدو تاسیس حسینیه ارشاد در تهران، از شخصیتهایی چون آیتلله مطهری دعوت میشد تا با آنان همكاری كنند. بعد از مدتی از طریق استاد شریعتی (پدر دكتر) كه با ارشاد همكاری داشت، از دكتر دعوت شد تا با آنان همكاری داشته باشد. در سالهای اول همكاری دكتر با ارشاد، به علت اشتغال در دانشكده ادبیات مشهد، ایراد سخنرانیهای او مشروط به اجازه دانشكده بود، برای همین بیشتر سخنرانیها در شبجمعه انجام میشد، تا دكتر بتواند روز شنبه سر كلاس درس حاضر باشد. پس از چندی همفكر نبودن دكتر و بعضی از مبلغین، باعث بروز اختلافات جدی میان مبلغین و مسئولین ارشاد شد. در اوائل سال ۴۸، این اختلافات علنی شد و از هیئت امنا خواسته شد كه دكتر دیگر در ارشاد سخنرانی نكند. اما بعد از تشكیل جلسات و و نشستهایی، دكتر باز هم در حسینیه سخنرانی كرد. هدف دكتر از همكاری با ارشاد، تلاش برای پیش برد اهداف اسلامی بود. سخنرانیهای او، خود گواهی آشكار بر این نكته است. در سخنرانیها، مدیریت سیاسی كشور به شیوهای سمبلیك مورد تردید قرار میگرفت. در اواخر سال ۴۸، حسینیه ارشاد، كاروان حجی به مكه اعزام میكند تا در پوشش اعزام این كاروان به مكه، با دانشجویان مبارز مقیم در اروپا، ارتباط برقرار كنند.
دكتر با وجود ممنوعالخروج بودن، با تلاشهای بسیار، با كاروان همراه می شود. تا سال ۵۰دكتر همراه با كاروان حسینیه، سه سفر به مكه رفت كه نتیجه آن مجموعه سخنرانیهای میعاد با ابراهیم و مجموعه سخنرانیها تحت عنوان حج در مكه بود، كه بعدها به عنوان كتابی مستقل منتشر شد. پس از بازگشت از آخرین سفر در راه برگشت به مصر رفت، كه این سفر رهآورد زیادی داشت، از جمله كتاب آری این چنین بود برادر.
در سالهای ۴۹-۵۰، دكتر بسیار پر كار بود. او میكوشید، ارشاد را از یك موسسه مذهبی به یك دانشگاه تبدیل كند. از سال ۵۰، شب و روزش را وقف این كار میكند، در حالی كه در این ایام در وزارت علوم هم مشغول بود. به مرور زمان، حضور دكتر در ارشاد، باعث رفتن برخی از اعضا شد، كه باعث به وجود آمدن جوی یك دستتر و همفكرتر شد. با رفتن این افراد، پیشنهادهای جدید دكتر، قابل اجرا شد. دانشجویان دختر و پسر، مذهبی و غیر مذهبی و از هر تیپی در كلاسهای دكتر شركت میكردند. در ارشاد، كمیته یی مسئول ساماندهی جلسات و سخنرانیها شد. به دكتر امكان داده شد كه به كمیتههای نقاشی و تحقیقات نیز بپردازد. انتقادات پیرامون مقالات دكتر و استفاده از متون اهل تسنن در تدوین تاریخ اسلام و همچنین حضور زنان در جلسات، گذاشتن جلسات درسی برای دانشجویان دختر و مبلمان سالن و از این قبیل مسائل بود. این انتقادات از سویی و تهدیدهای ساواك از سوی دیگر هر روز او را بی حوصله تر میكرد و رنجش میداد. دیگر حوصله معاشرت با كسی را نداشت. در این زمان به غیر از درگیریهای فكری، درگیری های شغلی هم داشت. عملاً حكم تدریس او در دانشكده لغو شده بود و او كارمند وزارت علوم محسوب میشد. وزارت علوم هم، یك كار مشخص تحقیقاتی به او داده بود تا در خانه انجام دهد. از اواخر سال۵۰ تا۵۱، كار ارشاد سرعت غریبی پیدا كرده بود. دكتر در این دوران به فعال شدن بخشهای هنری حساسیت خاصی نشان میداد. دانشجویان هنر دوست را تشویق میكرد تا نمایشنامه ابوذر را كه در دانشكده مشهد اجرا شده بود، بار دیگر اجرا كنند. بالاخره نمایش ابوذر در سال ۵۱، درست یكی دوماه قبل از تعطیلی حسینیه، در زیر زمین ارشاد برگزار شد. این نمایش باعث ترس ساواك شد، تا حدی كه در زمان اجرای نمایش بعد به نام «سربداران» در ارشاد، حسینیه برای همیشه بسته و تعطیل شد، درست در تاریخ ۱۹/۸/۵۱.
6- شهادت دکتر علی شریعتی به دست مزدوران رژیم شاه
آخرین زندان: از آبان ماه ۵۱ تا تیر ماه ۵۲، دكتر به زندگی مخفی روی آورد. ساواك به دنبال او بود. از تعطیلی به بعد، متن سخنرانیهای دكتر با اسم مستعار به چاپ میرسید. در تیر ماه ۵۲، دكتر در نیمه شب به خانهاش مراجعه كرد. بعد از جمعآوری لوازم شخصیش و وداع با خانواده و چهار فرزندش دو روز بعد به شهربانی مراجعه كرد و خودش را معرفی كرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت. شكنجههای او بیشتر روانی بود تا جسمی. در اوائل ملاقات در اتاقی خصوصی انجام میشد و بیشتر مواقع فردی ناظر بر این ملاقات ها بود. دكتر اجازه استفاده از سیگار را داشت ولی كتاب نه!! بعد از مدتی هم حكم بازنشستگی از وزارت فرهنگ به دستش رسید. در تمام مدت ساواك سعی میكرد دكتر را جلوی دوربین بیاورد و با او مصاحبه كند. ولی موفق نشد. دكتر در این مدت بسیار صبور بود و از صلابت و سلامت جسم نیز برخوردار. او با نیروی ایمان بالایی كه داشت، توانست روزهای سخت را در آن سلول تنگ و تاریك تحمل كند. در این مدت خیلی از چهره های جهانی خواستار آزادی دكتر از زندان شدند. به هر حال دكتر بعد از ۱۸ ماه انفرادی در شب عید سال۵۴، به خانه برگشت و عید را در كنار خانواده جشن گرفت. بعد از آزادی یك سره تحت كنترل و نظارت ساواك بود. در واقع در پایان سال ۵۳، كه آزادی دكتر در آن رخ داد، پایان مهم ترین فصل زندگی اجتماعی-سیاسی وی و آغاز فصلی نو در زندگی او بود. در تهران دكتر مكرر به سازمان امنیت احضار میشد، یا به در منزل اومیرفتند و با به هم زدن آرامش زندگیش قصد گرفتن همكاری از او را داشتند. با این همه، او به كار فكری خود ادامه میداد. به طور كلی، مطالبی برای نشریات دانشجویی خارج از كشور مینوشت. در همان دوران بود كه كتابهایی برای كودكان نظیر كدو تنبل، نوشت. در دوران خانهنشینی (دو سال آخر زندگی) فرصت یافت تا بیشتر به فرزندانش برسد. در اواخر، بر شركت فرزندانش در جلسات تاكید میكرد. بر روی فراگیری زبان خارجی اصرار زیادی میورزید. در سال۵۵، با هم فكری دوستانش قرار شد، فرزند بزرگش، احسان، را برای ادامه تحصیل به اروپا بفرستد. بعد از رفتن فرزندش، خود نیز بر آن شد كه نزد او برود و در آنجا به فعالیتها ادامه دهد. راههای زیادی برای خروج دكتر از مرزها وجود داشت. تدریس در دانشگاه الجزایر، خروج مخفی و گذرنامه با اسم مستعار و …بعد از مدتی با كوشش فراوان، همسرش با ضمانت نامه توانست پاسپورت را بگیرد. در شناسنامه اسم دكتر، علی مزینانی بود، در حالی كه تمام مدارك موجود در ساواك به نام علی شریعتی یا علی شریعتی مزینانی ثبت شده بود. چند روز بعد برای بلژیك بلیط گرفت. چون كشوری بود كه نیاز به ویزا نداشت. از خانواده خداحافظی كرد و قرار به ملاقت دوباره آنها در لندن شد. در روز حركت بسیار نگران بود. سر را به زیر میانداخت تا كسی او را نشناسد. اگر كسی او را میشناخت، مانع خروج او میشدند. و به هر ترتیبی بود از كشور خارج شد . در 26/2/1356 از ایران هجرت کرد و بقول خود هجرتی جدید رادر راه اسلام ، در راه حق اغاز نمود. دكتر نامهای به احسان از بلژیك نوشت و برنامه سفرش را به او در اطلاع داد و خواست پیرامون اخذ ویزا ازامریكا تحقیق كند.ساواك در تهران از طریق نامهیی كه دكتر برای پدرش فرستاده بود، متوجه خروج او از كشور شده بود و دنبال رد او بود. دكتر بعد از مدتی به لندن، نزد یكی از اقوام همسرش رفت و در خانه او اقامت كرد. بدین ترتیب كسی از اقامت دوهفتهیی او در لندن با خبر نشد. پس از یك هفته، دكتر تصمیم گرفت با ماشینی كه خریده بود از طریق دریا به فرانسه برود. در فرانسه به دلیل جوابهای گنگ و نامفهوم دكتر، که می خواست محل اقامتش لو نرود، اداره مهاجرت به او مشكوك میشود. ولی به دلیل اصرارهای دكتر حرف او را مبنی بر اقامت در لندن در نزد یكی از اقوام قبول میكند. این خطر هم رد میشود. بعد از این ماجرا، دكتر در روز ۲۸ خرداد، متوجه میشود كه از خروج همسرش و فرزند كوچكش در ایران جلوگیری شده. بسیار خسته و ناباورانه به فرودگاه لندن میرود و دو فرزند دیگرش، سوسن و سارا را به خانه میآورد. دكتر در آن شب اعتراف میكند كه جلوگیری از خروج پوران و دخترش مونا میتواند او را به وطن بازگرداند، او می گوید كه فصلی نو در زندگیش آغاز شده است. در آن شب، دكتر به گفته دخترانش بسیار ناآرام بود و عصبی … شب را همه در خانه میگذرانند و فردا صبح زمانی كه نسرین، خواهر علی فكوهی، مهماندار دكتر، برای باز كردن در خانه به طبقه پایین میآید، با جسد به پشت افتاده دكتر در آستانه در اتاقش روبهرو میشود. بینیاش به نحوی غیر عادی سیاه شده بود و نبضش از كار افتاده بود. چند ساعت بعد، از سفارت با فكوهی تماس میگیرند و خواستار جسد میشوند، در حالی كه هنوز هیچ كس از مرگ دكتر با خبر نشده بود. دکتر شریعتی بطور نامعلومی در لندن در صبح روز یکشنبه 29 خرداد 1356 به شهادت رسید. پس از انتقال جسد به پزشكی قانونی، بدون انجام كالبد شكافی و علت مرگ را ظاهراً انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام كردند. جسد علی را دوستانش در روز یکشنبه 6 تیر ماه 1356 در کنار حضرت زینب(س) در شام به امانت سپردند.
شکل گیری اندیشه های شریعتی: از ان جا که شریعتی از اغاز دوره ی کودکی در محیط های مذهبی پرورش یافت و وجود عالمی چون پدر ایشان در تکمیل کردن اندیشه های این بزرگ مرد نقش موثری داشت. شریعتی از نظر جنبه های مذهبی با توجه به دلا یل گفته شده یک فرد مطلع در امور دینی بود . و با توجه به تحصیل در غرب و اشنایی با مکاتب ان روزگار و فلسفه ی پیدایش تمام این مکاتب وبا توجه به ملاقات هایی که با بزرگان این مکاتب داشت دیدی روشن در اثر مطالعه بدست اورده بود تا ان جایی که در طول کل دوران تحصیل در فرانسه با مطالعه در مورد مارکس و اندیشه های مارکسیسمی توانست قدرتمند ترین نقد را بر اندیشه های مارکسیسمی بنویسد پس از این جا نتیجه می گیریم که شریعتی نه یک دین دار متعصب تحصیل نکرده نااگاه بود و نه یک غرب زده که اداب سنن دینی و ملی خود را از یاد برده باشد. بلکه یک تحصیل کرده روشن فکر بود که با دیدی نو و اطلاع در مورد تمام مکاتب به مبارزه با ان ها و توسعه اسلام پرداخت .
طبقه بندی اثار دکتر شریعتی: امروزه در جوامع بشری افراد روشن و اگاه به اثار دکتر شریعتی توجه خاصی دارند تا جایی که بعضی از اثار ارزشمند این اسلام شناس بزرگ همچون کتاب حج تا به امروز به 17 بار چاپ رسیده است در اخرین نوبت چاپ این کتاب 7700 نسخه به بازار ارائه شد و یا کتاب حسین وارث آدم که تا به امروز12 بار به چاپ رسیده است که در اخرین نوبت چاپ این اثر ارزشمند 2200 نسخه به بازار عرضه گردید. شریعتی در زمینه های بسیار متنوع، مطالب گوناگونی را نوشته است که طبقه بندی ان ها در یک چار چوب منظم و منطقی کاری بسیار دشوار است؛ با وجود این، اثار این بزرگ مرد را می توان به دسته های زیر تقسیم کرد:
1- اثاری که اختصاصأ به بازشناساندن مکتب تشیع به عنوان یک ایدئولوژی می پردازد، مانند: تشیع علوی و تشیع صفوی، شیعه یک حزب تمام و بینش تاریخی شیعه. 2- اسلام شناسی مانند: اسلام،دین تاریخ و اسلام شناسی.3- کتاب هایی که در تحلیل و رد مکاتب مادی نوشته است؛ مانند: مارکس و مارکسیسم.4- کتاب هایی که در زمینه های مختلف فلسفه نوشته است؛ مانند فلسفه ی تقدیر علمی تاریخ، فلسفه ی تعلیم و تربیت، فلسفه ی تاریخ در اسلام و...5- معرفی ارادتمندانه و خالصانه ی حضرت علی (ع) و فرزندانش به عنوان الگوهای کامل اسلامی مانند: علی تنهاست، علی بیانگذار وحدت، علی حقیقتی بر گونه ی اساطیر، فاطمه فاطمه است. 6- تحلیل جریا ن های تاریخی اسلام مانند: قاسطین، مارقین و ناکثین.7- در زمینه های تاریخ، تاریخ و ارزش ان، تاریخ تمدن، تاریخ وشناخت ادیان. 8- در زمینه ی جامع شناسی مانند: جامعه شناسی ادیان و ویژگی های قرون جدید. 9- در زمینه های مذهبی مانند: وحی ونبوت در پرتو قران و معارف اسلامی.10- پیرامون انسان مانند: انسان اسلام ومکتب های مغرب زمین، انسان بی خود و انسان در تاریخ. 11- در زمینه های سیاسی ماند: به سر عقل امدن سرمایه داری، ایدئولوژی و تمدن.12- در زمینه ی اشنایی با قران مانند: اشنایی با سوره ی حمد و نگرش تحلیلی به سوره ی روم.13-در معرفی شخصیت ها و متفکران اسلامی و شیعی مانند: ابوذرغفاری، اقبال معمار تجدید بنای تفکر اسلامی، ما و اقبال.14- داستان مانند: قصه ی حسن ومحبوبه.
15- نامه ها مانند:
مجموعه ی نامه ها از علی شریعتی.16- تحلیل ایین های دینی اسلامی مانند: تحلیل مناسک حج.17- موضوعات متفرقه مانند: انتظارعصرحاضراززن،بازشناسی هویت ایرانی، پدر مادرما متهمیم، تاثیر هنرهای مسلمین به ویژه ایرانیان در اروپا،فرهنگ، تمدن وایدئولوژی. این طبقه بندی برخی ازاثار ارزشمند معلم شهید دکتر علی شریعتی است .
هفته نامه دانشجویی اندیشه آزاد شماره های 1،2،3،4
انتهاي پيام --
|