خاتمی یا احمدی نژاد؟!
حامد خوانساری: هر چه به انتخابات رياست جمهوري دهم نزديك مي شويم، رقابت بين جناح هاي مختلف و فعالان سياسي وارد مرحلهي تازه اي مي شود، و تركيب نامزدهاي اصلاح طلب و اصولگرا شفاف تر مي گردد.
نگارنده ابتدا قصد دارد به معرفي نامزدهاي اردوگاه اصلاح طلبان و اصولگرايان بپردازد و سپس تاثير وحدت يا كثرت نامزدهاي مورد اشاره را در انتخابات پيش رو بررسي نمايد.
اصولگرايان: در جناح اصولگرا پس از ناكامي هاي متعدد، » محمود احمدي نژاد« در عرصه اقتصادي و سياست خارجي و پس از آنكه وعده آوردن نفت بر سر سفره هاي مردم، بهره اي جز تورم بالاي 26 درصد نداشت، منتقدان درون جناح وي مي كوشند تا به رقابت با او براي کسب نامزد واحد اصولگرايان بپردازند. اين امر سبب شده است تا برخي وزيران فعلي و سابق احمدي نژاد در زمره رقباي فعلي او قرار گيرند. در اين بين آگاهان سياسي از سعيدي كيا وزير مسكن و شهرسازي، جهرمي وزير كار، پورمحمدي، وزير سابق كشور و طهماسب مظاهري رئيس سابق بانك مركزي دولت نهم به عنوان رقباي آينده احمدي نژاد ياد مي كنند. اين امر از آنجا حائز اهميت است كه در سه دهه فعاليت جناح هاي سياسي پس از انقلاب، جناحي كه رئيس جمهور متعلق به آن است همواره در مرحله دوم نيز بدون هيچ چالشي از او حمايت مي كند. همچنين به ندرت ديده شده است که وزيران و همكاران رئيس جمهور در اعتراض به عملكرد وي بخواهند در انتخابات رياست جمهوري، با وي به رقابت برخيزند و وي را آماج انتقادات صريح خويش قرار دهند. تحليل گران اين امر را نشانه اي بر عدم كارآمدي دولت نهم ارزيابي مي كنند. از سوي ديگر از »محمدباقر قاليباف« شهردار تهران به عنوان يكي ديگر از رقباي جدي احمدي نژاد در جناح اصولگرا ياد مي شود، كه البته منازعات و چالش هاي بين او و احمدي نژاد در سه سال گذشته بر كسي پوشيده نيست. چالش هايي كه در برخي موارد سبب شده است به قول قاليباف تاوان آن را مردم بپردازند. (براي نمونه در اين خصوص مي توان به مسئله مترو و عدم پرداخت مطالبات شهرداري از سوي دولت مثال زد، كه حمل و نقل شهر در كلانشهر تهران را با دشواري هاي فراوان مواجه نموده است). طيف فراواني از اصولگرايان، قاليباف را فردي مطلوب مي دانند و معتقدند حضور قاليباف در انتخابات پيش رو مانع از رويگرداني مردم خواهد شد چرا كه آنها در سه سال گذشته از شعارهاي اصولگرايان به تنگ آمده اند. اما گمانه زني ها در خصوص نامزدهاي جناح راست صرفاً به اين افراد محدود نمي شود، بلكه بسياري از آگاهان از ولايتي و محسن رضايي و ... نيز به عنوان نامزدهاي احتمالي ياد مي كنند.
اصلاح طلبان: اما در اردوگاه اصلاح طلبان وضعيت اميدوار كننده تر است، اصلاح طلبان هر چند در چند سال اخير به علت برخي فرصت هاي نابرابر انتخاباتي و رد صلاحيت هاي گسترده نامزدهاي خويش از کسب اکثريت کرسي هاي شوراها و پارلمان جا مانده اند، اما به گواه نظرسنجي ها هنوز داراي گفتماني پرطرفدار در بين مردم بخصوص دانشگاهيان و طبقه متوسط جامعه مي باشند.
در اين ميان اصلاح طلبان درانتخابات پيش رو همواره نگراني خويش را از سلامت انتخابات اظهار داشته اند، آنها معتقدند يكپارچه شدن هيأت هاي نظارت و اجرايي از يك تفكر خاص و حضور »صادق محصولي« رئيس سابق ستاد انتخابات احمدي نژاد در وزارت كشور امكان صيانت از آراي مردم را با نگراني خاص مواجه ساخته است. با اين حال از مهدي كروبي، ميرحسين موسوي و سيد محمد خاتمي به عنوان نامزدهاي اصلاح طلبان ياد مي شود. ولي بر خلاف اصولگرايان كه تكثر نامزدهايشان بيشتر در انتقاد به عملكرد دولت نهم است، بسياري معتقدند اين رويكرد انتخابات اصلاح طلبان به منظور در امان ماندن كانديداي واحد آنها از تخريب گسترده برخي اصولگرايان است. چنانچه در روزهاي اخير سيد محمد خاتمي از نامزدهاي اصلاح طلبان كه در تمام نظرسنجي ها نسبت به رقباي اصولگرايش با تفاوت فاحشي در صدر قرار دارد، از سوي افراطيون جناح راست، آماج زننده ترين هتاكي ها و بي حرمتي ها قرار گرفت و اين هتاكي ها تا جايي پيش رفت كه افراطيون جناح راست تلويحاً تهديد به ترور نمودند. هر چند اين تخريب ها اثر عكس دارد و به محبوبيت بيشتر خاتمي و اصلاح طلبان منجر مي شود ولي نشانگر اوج سردرگمي و استيصال برخي اصولگرايان است كه شكست خويش را با حضور خاتمي قطعي مي دانند. تحليل گران سياسي وجود چند نامزد در جناح اصلاح طلب را سبب مختل ساختن روند تصميم گيري در اردوگاه اصولگرايان مي دانند، عاملي كه باعث مي شود اصولگرايان با اين تحليل كه اصلاح طلبان نيز در انتخابات با نامزدهاي متنوع شركت جسته اند، افراد مختلف را نامزد انتخابات رياست جمهور سازند. در اين ميان اين افراد دو فرض پيش رو دارند، اول آنكه از دولت فعلي حمايت نمايند كه در آن صورت آينده سياسي خوش را ا زدست رفته مي بينند و يا اينكه به انتقاد از دولت نهم بپردازند كه در آن صورت نيز اين امر مطلوب اصلاح طلبان است، چرا كه جبهه اي از منتقدان به نقد جدي دولت نهم مي پردازند. در اين ميان هرگاه نامزدهاي ديگر اصلاح طلبان به نفع كانديداي واحدي كنار روند، انتقادات صريح رقباي اصولگراي احمدي نژاد تاثير خويش را بر افكار عمومي مي گذارد. از سوي ديگر مبهم ماندن تنها نامزد تنهاي اصلاح طلبان سبب شده است كه در فضاي رسانه اي غالب كه اکثراً متعلق به اصولگرايان است، اصلاح طلبان بتوانند با اين تمهيد بيشترين حضور در رسانه ها را داشته باشند، امري كه به شدت بر افكار عموم تاثير مثبت دارد.
فراموش نكنيم در روزهاي منتهي به انتخابات رياست جمهوري آمريكا نامزدهاي دموكرات توانستند با تسخير فضاي رسانه اي افكار عمومي جامعه را با خويش همراه سازند.
به هر روي من معتقدم، برخلاف ساليان پيش كه اصلاح طلبان همواره در دام بازي جناح راست مي افتادند، امروز جناح راست وارد بازي هايي شده است كه برايش يكسره باخت است.
براساس شواهد و قرائن موثق در روزهاي منتهي به انتخابات موسوي به نفع خاتمي كنار مي رود و كروبي بنابر توافق با ديگر نامزدهاي اصلاح طلب به شدت انتقادات نسبت به احمدي نژاد و ساير نامزدها مي افزايد. در اين شرايط نامزد نهايي اصلاح طلبان مي تواند به دور از تخريب ها، افكار عمومي را با خويش همراه سازد و به تبيين جايگاه خويش بپردازد.
پس از برگزاري انتخابات نيز كروبي و خاتمي در كنار يكديگر از سلامت انتخابات و صيانت از آراي مردم حمايت خواهند نمود و چنانچه متوليان انتخابات بخواهند مرتكب تخلف شوند، به روشنگري در خصوص تخلفات احتمالي مي پردازند.
به عبارتي آگاهان معتقدند حضور دوگانه اصلاح طلب خاتمي،كروبي به آمادگي خاتمي جهت حضور در جدال و رويارويي با محمود احمدي نژاد خواهد انجاميد و به هيچ وجه به معناي تفرقه در جبهه اصلاح طلبان نيست. جدالي كه سرنوشت رئيس جمهور دهم را مشخص خواهد نمود، بايد صبر كرد و ديد چه کسي بركرسي رياست جمهوري دهم تكيه خواهد زد، خاتمي يا احمدي نژاد؟
منبع: هفته نامه عطریاس شماره 213
انتهاي پيام --
|